عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
501
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
954 - 955 جار فيه . . . ص 348 در آن روز باقى لشكر ستم روا داشت ، و نخلهاى آن سرزمين بر باد رونده بود ، و چينندگان را رسوا مىساخت ، پس آن نخلها را همانند حبشيان سياه مىبينى در حالى كه آتش بر آنها مىنوازد و برخى بر خاك افتاده و برخى بر جاى ايستاده است . « 120 » 956 - كانّ فتات . . . ص 349 گويى خردههاى پشم رنگآميزى شده در هر منزلى كه در آن فرودآيند دانههاى خرد نشده « فنا » « 121 » است . 957 - بجمع . . . ص 350 . . . با گروهى كه تلها و تپهها ( يا لشكرهاى انبوه ) و كوههاى « سلمى » و سلسله كوههاى كشيده و بلند در برابرش به خاك مىافتد ( ما براى جنگ با حروريان [ فرقهاى از خوارج ] سر بر آورديم . ) 958 - برأس . . . ص 350 . . . با سرى از طايفه بنى جشم بن بكر كه با آن زمين هموار را مىكوبم . 599 - اذا ما . . . ص 350 هرگاه بر تپه ماهورها برآيند ، آنها را چون گرد و غبار برانگيخته شده قرار مىدهند . 960 - اذا نحن . . . ص 351 هرگاه ما ميان مشرق و مغرب حركت كنيم ، خاكهاى خوابيده و بيدار به جنبش در مىآيد . 961 - اذا ما غضبنا . . . ص 351 هرگاه ما خشم گيريم خشم مضرى ، پرده خورشيد ( زمين ) را مىدريم ؛ مگر اين كه خون بگريد . 962 - و ذا النّصب . . . ص 351
--> ( 120 ) - مطابق روايت ديوان الاعشى ، ص 203 و تصحيح مضبوط در پاورقى الجمان ، ص 348 ترجمه چنين مىشود : « در آن روزگار دفعكننده لشكر ستم روا داشت ، و نخلهاى آن سرزمين ( حجر ) خم شد ( يا بر باد رفت ) پس آنها را همانند نخلهاى خشك و بىبار و برگ مىبينى در حالى كه سياه است و آتش بر آنها مىنوازد ، و بر خاك افتاده و يا بر جاى ايستاده است . » . - م . ( 121 ) - فنا : جمع فناة سگ انگور ، يا درختى است سخت سرخ كه از آن قلاده سازند . ( منتهى الارب ) . - م .